ارغوان
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:01
اندر این گوشه ی خاموش فراموش شده که از دم سردش هر شمعی خاموش شده یاد رنگینی در خاطر من گریه بر می انگیزد ارغوان آنجاست ارغوانم تنهاست .... (ابتهاج) نوشته شده در سه شنبه سوم اسفند ۱۳۹۵ساعت 0:23 توسط امیر|
شدم یه جمله،بدجوری پُرَم
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:01
شدم یه جمله،بدجوری پُرَم این پسری که روی پاش واستاده خیلی وقته با دنیا داستان داره نوشته شده در چهارشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۵ساعت 0:20 توسط امیر|
دلنوشت
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:01
یه وقتایی هست که چشات میخوابه دلت بیداره تا صبح میناله در گوشت هی زمزمه فریاد حاجی زندگی چه لطفی داره ها؟ جوابشو بده اگه میتونی نه بهش نگو چرتای بیخودی مرد مثل یه آدم محکم و قوی وایسا روو پاتو بگو بهش خوردی زمین بهش بگو واسه گلی خاک بودم که از ریشه همه چی مصنوعی بود بگو چشام توو چشاش قفل بودو اون ا
باز آي
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:01
باز آی دلبرا که دلم بیقرار توست....
چشم به راه منتظرم
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:01
یک سال دیگر گذشت باز هم خبری نشد چندمین بهار بدون تو را می گذرانم؟ جشن گرفتن ندارد تازه شدن داغِ نبودنت تبریک بگویم فقدانِ عزیزترینم را ؟ فصل من از روز رفتنت زمستانی مانده و بهار با آمدن تو آغاز می شود هم چنان انتظار .... نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت 2:0 توسط امیر|
خانه
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:01
ما دو شن ریزه ی پرتیم در اندام کویر ما دو تا قطره ی باران وسط دریاییم..... علیرضا_آذر نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 0:32 توسط امیر|
کی میفهمه حال مارو آخه؟
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 5:01
کی میفهمه حال مارو آخه؟ يك محاسبه ى ساده ست...سيصد و شصت و پنج شب راضرب كن در سالهاى نبودنت!تمام اين شبها را....هيچ...بگذريمشبت بخير نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 2:20 توسط امیر|
مدار مربع
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 6:46
چشم و لبهای نیمه بازت را ماه ِ غرقاب ِ نور ،می بوسم من زمینی،تو آسمانی را از همین راه ِ دور می بوسم علیرضا_آذر
باراان
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 6:45
خلاصه باید یک چیزی کم باشد دیگر وقتی تو هستی باران نمی آید وقتی باران می آید ، تو نیستی پ.ن: جالبه نه؟
تکرار
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 6:45
تو تمام اولین ها را با من تجربه کردی از اینجا به بعدش می شود تکرار تکرار تکرار...
هنوز
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 6:45
من سال هاست بعدِ تو مُردم ولی هنوزعطرَت که می وزد، کفنم تیر می کشد
نمی شود
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 6:45
اینطوری که نمیشود فرفری جانم اصلا چه کاریست هرشب، هرشب به تو فکر کنم، وقتی همه چیز تمام شده است؟ بالاخره از یک جایی به بعد باید دل کند و فراموش کرد دیگر! عزمم را جزم کرده ام دیگر به تو فکر نکنم راستی پتوئی ملحفه ای چیزی ،روی خودت بینداز ، هوا حسابی سرد شده است یک وقت سرما نخوری...
شب
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 6:45
شب ندارد سرِ خوابشاخِ مأیوسِ یکی پیچکِ خشکپنجه بر شیشهی در میساید شاملوی بزرگ
اقیانوسم مرد،کِشتی کجایی؟
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 6:45
تو نیستی آبم گِلیه تمومِ آفتابم گِلیه بیداری این روزا خوابِ تلخیه نیستی ، تمومِ خوابم گِلیه
اندوه
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 6:45
گفتند :اینجا نشسته بود و رفت اندوه ته سیگار له شده ایست که دود می کند
حس پایانِ وزن
-
تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 6:45
زخمِ شکنجه ای به اسم دنیا....